![]() |
![]() |
|
روز پنجشنبه جهت ملاقات بیماری رفتم بیمارستان تامین اجتماعی، در بخش اورژانس جوانی را آورده بودند که در نزدیکیهای زاهدان توسط نیروهای انتظامی تیر خورده بود.
این جوان که سنش خیلی پایین بود، با وانت سوخت حمل می کرده که متاسفانه نیروهای مذکور به ایشان تیراندازی کرده در نتیجه گلوله ها به وی اصابت کرده بود. بعد از دقایقی فرد یاد شده فوت نمود. نوجوانی حدودا ۱۶ - ۱۷ ساله همراهش بود، پس از فوت فرد تیر خورده، افسر نیروی انتظامی نوجوان همراهش را در حالی که بهش می گفت: "بریم کلانتری، تکلیف تو هم باید روشن شود" به سمت کلانتری برد. از این اتفاقات در استان ما زیاد می افتد. متاسفانه به علت بیکاری، نبودن کارخانجات و نبود امکانات کشاورزی به دلیل بی آبی منطقه، عده زیادی از سر ناچاری به سمت قاچاق سوخت روی می آورند تا بدینوسیله امرار معاش بکنند. با اینکه این کار خلاف قانون و امری ناپسندیده هست، اما از طرفی ناچاری این مردم و عدم توجه به راههای اشتغال از سوی مسوولین امر، موضوع را به معضلی تبدیل کرده است. از سوی دیگر با اینکه این افراد از نظر دولت مجرم هستند ولی فکر نمی کنم جرمشان به حدی باشد که مستحق اعدام باشند. قاعدتا وقتی نیروهای انتظامی با چنین مواردی مواجه می شوند، می بایست ابتدا لاستیکهای ماشین را هدف قرار دهند و در صورتی که مجبور به تیراندازی به سوی فرد شوند، در قسمت پائین تنه و محلی که فقط از فرار فرد جلوگیری کند، گلوله را بزنند. اما اینگونه گلوله باران مستقیم به سمت راننده که باعث فوت و اعدام بدون محاکمه اش می شود، فکر نمی کنم از سوی هیچکش مورد تایید باشد. امیدوارم روزی را شاهد باشیم که هیچکس دست به خشونت و آدم کشی نزند، چون این امر از سوی هرکس که باشد، کاری مذموم و محکوم است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 10:2 توسط گمشادزهی |
|
نقل از: العربیه نت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:52 توسط گمشادزهی |
|
چند روز قبل هفتمین سالگرد حادثهء ۱۱ سپتامبر بود، حمله به برجهای دوقولوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک.
این اتفاق هرچی که بود و هرکسی اونو سازماندهی کرد و انجام داد، نتایجی را به دنبال داشت که معادلات جهانی را به هم زد. به بهانه کشتار نزدیک سه هزار نفر بیگناه ساکن در برجها، جهان غرب دست به حمله هایی به دوکشور اسلامی زد و تعداد بیشماری انسان بی گناه، اعم از زن، کودک، پیر و جوان را به شکلی به مراتب وحشیانه تر، به خاک و خون کشید. نکته حائز اهمیت اینجاست که نوک این حملات بیشتر گروههای اسلامی سنی را هدف قرار داد و باعث شد جوی جهانی علیه این بخش از مسلمانان پدید آید. نفعی که حمله به برجهای دوقلو برای کشور ما داشت این بود که دشمنان سرسخت دولت جمهوری اسلامی ایران که عمده ترین آنان طالبان در افغانستان و صدام در عراق بود، از بین بروند و در این کشورها حکومتهایی همسو با دولت ما سر کار بیاید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 9:43 توسط گمشادزهی |
|
|
اما وقتي يك هنرپيشه غربي سخناني را بر زبان مياره كه در آن اندرزهاي قابل توجهي نهفته است، بيشتر مورد عنايت قرار ميگيرد. نامه منسوب به "چارلز چاپلين" بازيگر و كارگردان مشهور انگليسي - آمريكايي، خطاب به دخترش "جرالدين"، داراي نكات حائز اهميتي است كه فرازهايي از آن را از مجله "موفقیت" نقل ميكنم: "جرالدين، دخترم... از آن راننده تاكسي كه تو را به منزل ميرساند، احوال پرسي كن. حال زنش را بپرس و اگر باردار بود و پولي براي خريدن لباس بچهاش نداشت، مبلغي پنهاني در جيبش بگذار. به نماينده خود در پاريس دستور دادهام كه فقط وجه اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا بپردازد. اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورت حساب آن را بفرستي. دخترم جرالدين، گاه و بيگاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه كن. زنان بيوه و كودكان يتيم را بشناس و دست كم، روزي يك بار بگو: من هم از آنها هستم، تو واقعا يكي از آنها هستي، نه بيشتر." "دخترم جرالدين، چكي سفيد امضا برايت فرستادهام كه هرچه قدر دلت ميخواهد، بگيري و خرج كني. ولي هروقت خواستي دو فرانك خرج كني با خود بگو: سومين فرانك از آن من نيست. اين مال آن مرد فقير و گمنام است كه امشب يك فرانك احتياج دارد. جست و جو لازم نيست. اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي، همه جا خواهي يافت. اگر از پول و سكه براي تو حرف ميزنم، براي آن است كه از نيروي فريب و اقسون پول، اين فرزند بي جان شيطان، خوب آگاهم..." "حرف بسيار براي تو دارم، ولي به وقت ديگر ميگذارم و با اين آخرين پيام، نامه را پايان ميبخشم: "انسان باش، پاكدل و يكدل؛ زيرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، بارها قابل تحمل تر از پست بودن و بي عاطفه بودن است." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 9:1 توسط گمشادزهی |
|
يكي از نشانههاي وجودي هر قوم، زبان و گويش افراد آن ملت است.
اگر افراد آن قوم بخواهند هويت خود را نگاه دارند، ميبايست نسبت به نگاهداري زبان و فرهنگ خويش تلاش فراواني بكنند. زبان بلوچي هم كه در مناطق ما هيچ مركزي براي آموزش آن نيست و همانگونه كه قبلا هم اشاره كردم با محيطي كه براي فرزندانمان فراهم است، معلوم نيست كه تا چند دهه ديگر چي بر سرش بيايد و مي ترسم از آن روزي كه حتي اثري از آن و در نتيجه از هويتمان در كشور باقي نماند!! لذا مي بايست در نگاهداري آن كوشيد و تحصيلكردگانمان فكري براي اين معضل بردارند و راه نگاهداري زبان و فرهنگ بلوچي را پيدا كرده در جامعه اعمال نمايند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 9:11 توسط گمشادزهی |
|
اين كلمه "وهابي" هم عجب بلايي شده به جان اهل سنت!
در دنيا اصلا مذهب و فقهي به اين نام وجود ندارد! اما در كشور ما اگر برخي از فرد يا افرادي از اهل سنت خوششان نيايد و بخوان اونا رو يه جورايي از بين ببرن، بدون تامل اين "مارك" را بهشان ميچسبانند و فوري حكم صادر ميكنند. نمونهاش همين مدرسه "امام ابوحنيفه" عظيم آباد محلي كه اسم صاحب مذهبش (امام ابوحنيفه) بر آن گذاشته شده و كتب فقه امام اعظم در آن تدريس ميشود، مدرسين و طلابش شديداً پيرو اين امام هستند، اما وقتي قصد تخريبش به ميان ميآيد،حاج آقايي كه مسووليت عقيدتي نيروهاي آماده براي از بين بردن را به عهده دارد، بهشان در مراسمي كه قبل از اقدام برگزار ميكند، ميگويد: مي رويم براي تخريب يكي از مراكز وهابيت!! جل الخالق! آنهايي هم كه معروف به وهابيت هستند، حتي تقليد از ائمه را كفر ميدانند!! حالا چطور ممكن است مقلدان سرسخت يك امام، بشوند وهابي!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 9:7 توسط گمشادزهی |
|
در هفته دولت قرار داریم، دولت جمهوری اسلامی در جهت آبادانی کشور و استان کارهای زیادی کرده که انصافا نباید از آنها چشم پوشید.
اما اخیرا" دولتی که عنوان "مهرورز" را به خود اختصاص داده (دولت نهم) و مدیریت بومی! استان، ما را خیلی امیدوار کرده بود که مهر آن شامل تمام ملت ایران با هر قومیت و مذهبی که دارند بشود، اما برخوردهای اخیر با مذاهب و اقوام مایوس کننده است! این اخبار ناگوار برای امنیت استان و کشورمان بسیار خطرناک هستند، برخورد با علماي یک مذهب و تخريب اماكن مذهبي، بازی کردن با احساسات پیروان آن عقیده است و فکر نمی کنم برای تداوم انقلاب اسلامی و استقلال و یکپارچگی ایران عزیز، نفعی داشته باشند، بلکه به عکس کشور را به سوی نابودی و تبدیل آن به آتشی سوزناک برای ملت عزیزمان، خواهد کشاند. فکر نمی کنم مسوولین رده بالای مملکت از این حرکات رضایت داشته باشند، در این صورت می بایست سریعا جلوی برخی مدیران تنگ نظر استانی که حقیقتاْ سلیقه ای و شاید خودسرانه دست به چنین اعمالی می زنند را بگیرند تا خدای ناکرده به کشور عزیزمان آسیبی نرسد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 12:50 توسط گمشادزهی |
|
يكي از نيازهاي جامعه بلوچ داشتن رسانهاي مثل تلويزيون هست كه برنامههايش به زبان بلوچي پخش بشه.
با اين كار ميشود به نگاهداري زبان و رسم و رسوم بلوچي كمك كرد. حالا تلويزيون ملي افغانستان (R T A) همت كرده و برنامهاي ۲۰ دقيقه اي به زبان شيرين بلوچي پخش ميكند، اما متاسفانه سطح آن خيلي پائينه، فقط يكي از مجريان آن (بشير دوست) كمي در سخنانش تسلط داره ولي خانم مجري انگار كه بلوچ نباشه به زور بلوچي را صحبت ميكنه آنهم با كلي غلط گفتاري! مشكل ديگرشون اينه كه شماره تلفنها و خصوصا ايميلشونو زير نويس نميكنند. يك ايميلي هم كه اعلام كردند انگار اصلا ساخته نشده و وجود ندارد!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 12:50 توسط گمشادزهی |
|
|
هفته قبل كه در مسافرت بودم، از يك نفر معتمد! شنيدم كه جناب مولوي احمد آزاد شده و به زاهدان بازگشته! بعد هم خيليها كه از بنده وضعيت ايشان را جويا ميشدند، بر اساس همان شنيده خبر مورد اشاره را بهشون ميدادم. زماني كه به زاهدان برگشتم با كمال تعجب ديدم هنوز از آزادي ايشان خبري نيست و همچنان در بازداشت قرار دارند! مدتي قبل هم پيامهايي از طريق تلفن به صورت انبوه پخش شد مبني بر آزادي مولوي خيرشاهي! در حالي كه آن موضوع هم واقعيت نداشت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:52 توسط گمشادزهی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این کشکول، مطالب مختلف و بدون در نظر گرفتن موضوعی خاص، می نویسم. البته بیشتر سعیم بر این است که مسایل و مشکلات ملت بی پناه و بدون تریبون بلوچ را بنویسم.
"ایران سرای من است و هر ایرانی، با هرنوع گویش، پوشش، دین، مذهب و اندیشه، هموطنٍ قابل احترام" /گمشـــــــادزهــــــی/ |
|
RSS
|