![]() |
![]() |
|
حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: "این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه میرسد." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 10:34 توسط گمشادزهی |
|
یکی از شاگردان مدرسه ی شیوانا که صاحب همسر و یک پسر و دختر بود بر اثر حادثه ای از دنیا رفت. شیوانا به شاگردان مدرسه گفت که نیازهای مالی و غذایی خانواده او را تامین کنند و به پسر در مدرسه کاری بدهند تا درآمدی داشته باشد و محتاج دیگران نشود. مدتی گذشت، پسر به خاطر رضای همسر جوانش مادر و خواهرش را با چوب کتک زد و از خانه پدری بیرون انداخت. آن مادر و خواهر سرگردان و آواره به مدرسه ی شیوانا پناه آوردند. شیوانا وقتی متوجه شد که پسر چنین کاری کرده است او را نزد خود خواند و به او گفت: "تو چرا این زن و دختر بی پناه را که مادر و خواهرت هستند کتک زدی و ازخانه پدری بیرون کردی؟" پسر با خیره سری و با لحن مسخره گفت: "شما به من گفتید خالق کاینات به کسی بدی نمی کند، شما هم که اهل معرفت هستید به کسی بدی نمی کنید، پس از سمت شما به آدم هایی که بدی می کنند آسیبی نمی رسد! خوب من هم که هوس کرده ام بعضی اوقات بدی کنم، اشکالی دارد؟" شیوانا آهی کشید و گفت: "آدم های خوب وقتی می خواهند بد باشند فقط خوبی های خود را دریغ می کنند، خالق کاینات هم فقط اگر خوبی هایش را از تو دریغ کند دیگر نیازی به مجازات و بدی نیست! همین امروز از مدرسه بیرون می روی و دیگر لازم نیست سر کار برگردی، مبلغی هم که از جانب مدرسه بابت پدرت به شما پرداخت می شد، از این به بعد فقط در اختیار مادر و خواهرت قرار می گیرد، آنها اگر می خواهند در حق تو نیکی کنند مختارند اما دیگر امیدی به این مدرسه نداشته باش. کتک زدن مادر و خواهر بی پناه و یتیم کاری بسیار زشت و نفرت انگیز است، ما تو را به خاطر کار ناشایستی که انجام دادی مجازات نمی کنیم اما این حق را به خود می دهیم که خوبی و نیکی خود را از تو دریغ کنیم، بقیه کار را به خالق کاینات واگذار می کنیم." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10:52 توسط گمشادزهی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این کشکول، مطالب مختلف و بدون در نظر گرفتن موضوعی خاص، می نویسم. البته بیشتر سعیم بر این است که مسایل و مشکلات ملت بی پناه و بدون تریبون بلوچ را بنویسم.
"ایران سرای من است و هر ایرانی، با هرنوع گویش، پوشش، دین، مذهب و اندیشه، هموطنٍ قابل احترام" /گمشـــــــادزهــــــی/ |
|
RSS
|